متهم اصلی گفته شوهرخواهرم فیلم رابطه خواهرم (سحر) با یک مرد غریبه را آورد. من هم با برادرانم تماس گرفتم و جلسهای برگزار کردیم. در جلسه تصمیم گرفتیم مرد غریبه را بکشیم چون متوجه شدیم او مهدورالدم است.
شب حادثه بعد از اینکه شوهرخواهرم، سحر را به بهانه خرید بیرون برد ما در خانه مخفی شدیم. ساعتی بعد آنها برگشتند و شوهرخواهرم به بهانه کار بیرون رفت؛ اما سحر متوجه حضور ما نشده بود. ما منتظر بودیم مردی که با خواهرم رابطه دارد، وارد خانه شود. به محض اینکه غریبه وارد شد او را با چاقو زدیم.
این در حالی بود که پلیس متوجه شد مقتول که حبیب نام دارد، هیچ رابطهای با سحر نداشته است. سحر به پلیس گفت: من با این مرد هیچ رابطهای نداشتم و اولین بار بود او را میدیدم. آبگرمکن خانه خراب بود و شوهرم در خانه نبود. با تعمیرکار تماس گرفتم و گفتم بیاید. مردی که وارد خانه من شد تعمیرکار آبگرمکن بود.
تحقیقات پلیس هم نشان داد سحر درست میگوید و مقتول با او رابطهای نداشته است