🔹این روزها ویدیوهای عجیبی میبینیم که در آنها اساتید دانشگاه با توجه به اینکه دانشجوها سر کلاس حاضر نمیشوند، برای کلاس خالی درس میدهند! یعنی در حالی که حتی یک نفر هم سر کلاس نیست، استادِ نادان دانشگاه، به خاطر خودشیرینی و برای اینکه نشان بدهد خیلی مسئول و متعهد است، میرود پای تخته و مبحث درسی را برای باد هوا آموزش میدهد. آش این ماجرا آنقدر شور شده که حتی در یک موردِ عجیبِ سایکوتیکِ حاد، استادِ مربوطه، نهتنها پای تخته چیزهایی مینوشت، بلکه در همان حال هم به سمت صندلیهای خالی برمیگشت و روی نکتههایش تأکید میکرد. شما ببینید ذهن بیمار آدمها تا کجاها میتواند پیش برود!
🔹کسی که برای کلاس خالی درس میدهد و فکر میکند دارد به مسئولیتش بهدرستی عمل میکند و در انتها برای همین چیزها پولِ مفت هم به جیب میزند، یعنی هیچکسی جز خودش را قبول ندارد. یعنی دانشجوها برای او یک مشت مترسک هستند که بود و نبودشان فرقی نمیکند. درست عین اتفاقی که در بطن جامعه هم میبینیم؛ هیچکس کاری ندارد شما چه میگویید و چه میخواهید. مهم نیست اصلاً شما هستید یا نیستید. وجود دارید یا ندارید؛ «آنها» کار خودشان را میکنند چون «ما» را بردهای میبینند که در اختیار «آنها» هستیم. پس حتی اگر هم حضور فیزیکی نداشته باشیم، هیچ اهمیتی ندارد، چون به نظرشان تنها با حضور فیزیکی خودشان، همهچیز پیش خواهد رفت.
.
🔹اما نکته اینجاست که آن «اساتید» خبر ندارند درس دادن برای کلاس خالی، به شکل طعنهآمیزی وضعیت خودشان را بازنمایی میکند؛ درسهای خالی از تفکر و زندگیِ آنها به درد همان کلاس خالی میخورَد و بس. حضور فیزیکیشان هم طبعاً به درد خودشان و همفکرانشان میخورَد.
🔹همهی اینها را بلانسبت اساتیدی گفتم که به انسانیت احترام میگذارند و پیش از سواد، آگاهی میدهند و پیش از درس، زندگی میآموزند. اما استادی که برای کلاس خالی درس میدهد تا مثلاً نشان بدهد متعهد است، لیاقتش همان خردهپولِ انتهای ماه است.